تبلیغات
ققنوس ..... - دلم برای نان مادرم تنگ شده است...
یکتا پرستی، شاد زیستن، هنر جویی و ادب آموزی را پیشه کنید تا سعادتمند باشید

دلم برای نان مادرم تنگ شده است...

یکشنبه 28 شهریور 1389 02:04 ب.ظ

نویسنده : پردیس مقصودی نژاد
شعری از
محدود درویش
(شاعر مقاومت فلسطین)



دلم برای نان مادرم تنگ شده است


دلم برای نان مادرم تنگ شده است
و برای قهو ه اش
و نوازش هایش
کودکی روز به روز
در من بزرگ می شود
من به زندگی خود عشق می ورزم
زیرا اگر بمیرم
از اشک های مادرم شرمسار می شوم!


مادر اگر روزی بازگشتم
مرا طراز جامه ات کن
و استخوان هایم را با علف بپوشان
و با آبی که پایت را می شویی
تطهیرم کن
و یا طره ی گیسو
مرا استوار ببند!
با رشته ای که آرایه ی دامن توست
امید است که من یکی از خدایان شوم
کم خدایی خواهم شد
اگر ژرفاهای دلت را لمس کنم...


مادر! چون بازگشتم
مرا هیزم تنورت کن...
و طناب رختهای شسته ات بر پشت بام
زیرا من ماندن،
بدون نماز ظهرت را از دست داده ام
مادر من پیر شدم
ستارگان کودکی را بازگردان
تا با گنجشکان کوچک
در بازگشت به آشیانه ی انتظار تو
شریک شوم.


http://www.cinetmag.com/Gallery/Axha/Mim_Mesle_Madar_07_100964.jpg

ترجمه از : دکتر عبدالحسین فرزاد



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -